علت پیشرفت کشورهای جهان اول از نظر دکتر محمود حسابی
دانشگاه شیکاگو بسیار پیشرفته بود. مهم تر از هر چیزی آزمایشگاه های متعدد و معتبر آن بود.
من در لابراتوار بسیار پیشرفته اپتیک، مشغول به کار شدم. در خوابگاه دانشگاه هم اتاق مجهزی برای اقامت، به من داده بودند.
از نظر وسایل رفاهی، مثل اتاق یک هتل بسیار خوب بود. آدم باورش نمی شد، این اتاق در دانشگاه باشد. معلوم بود که همه چیز را، برای دلگرمی محققین و اساتید، فراهم کرده بودند.
نکته خیلی مهم و حائز اهمیت، آزمایشگاه ها و چگونگی تجهیزات آن بود. یک نمونه از آن مربوط به میزی می شد که در آن آزمایشگاه به من داده بودند. این میز کشوی کوچکی داشت.
از روی کنجکاوی آنرا بیرون کشیدم و با کمال تعجب، چشمم به یک دسته چک افتاد. دسته چک را برداشتم و متوجه شدم تمام برگه های آن امضا شده است!
فوراً آنرا نزد پروفسوری که رئیس آزمایشگاه ها و استاد راهنمای خودم بود بردم. چک را به او دادم و گفتم: ببخشید استاد، که بی خبر مزاحم شدم. موضوع بسیار مهمی اتفاق افتاده است. ظاهراً این دسته چک مربوط به پژوهشگر قبلی بوده و در کشوی میز من جا مانده است. و اضافه کردم، مواظب باشید، چون تمام برگ های آن امضا شده است، یک وقت گم نشود.
پروفسور با لبخند تعجب آوری، به من گفت: این دسته چک را دانشگاه برای شما، مانند تمام پژوهشگران دیگر دانشگاه، آماده کرده است، تا اگر در هنگام آزمایش ها به تجهیزاتی نیاز داشتید، بدون معطلی به کمپانی سازنده تجهیزات اطلاع بدهید. آن تجهیزات را، برای شما می آورند و راه می اندازند و بعد فاکتوری به شما می دهند. شما هم مبلغ فاکتور شده را روی چک می نویسید و تحویل کمپانی می دهید. به این ترتیب آزمایش های شما با سرعت بیشتری پیش می روند.
توضیح پروفسور مرا شگفت زده کرد و از ایشان پرسیدم: بسیار خوب، ولی این جا اشکالی وجود دارد، و آن امضای چک های سفید است؛ اگر کسی از این چک سوء استفاده کرد، شما چه خواهید کرد؟با لبخند بسیار آموزنده ای چنین پاسخ داد: "بله، حق با شماست. ولی باید قبول کنید، که درصد پیشرفتی که ما در سال بر اساس این اعتماد به دست می آوریم، قابل مقایسه با خطایی که ممکن است اتفاق بیفتد نیست."
"این نکته، تذکر یک واقعیت بزرگ و آموزنده بود. نکته ای ساده که متاسفانه ما در کشورمان نسبت به آن بی توجه هستیم."
یک روز که در آزمایشگاه مشغول به کار بودم، دیدم همین پروفسور از دور مرا به شکلی غیر معمول، نگاه می کند. وقتی متوجه شد که من از طرز دقت او نسبت به خودم متعجب شده ام، با لبخندی بسیار
جذابی کنارم آمد و گفت: آقای دکتر حسابی، شما تازگی ها چقدر صورتتان شبیه افراد آرزومند شده است؟ آیا به دنبال چیزی می گردید، یا گم گشته خاصی دارید؟
من که از توجه پروفسور تعجب کرده بودم با حالت قدرشناسی گفتم: بله، من مشغول تجربه ی نظریه ی خودم در مورد عبور نور از مجاورت ماده هستم. برای همین، اگر یک فلز با چگالی زیاد، مثل شمش طلا با عیار بالا داشتم، از آزمایش های متعدد، روی فلزهای معمولی خلاص می شدم و نتایج بهتری را در فرصت کمتری به دست می آوردم؛ البته این یک آرزوست.
او به محض شنیدن خواسته ام، گفت: پس چرا به من نمی گویید؟
گفتم آخر خواسته من، چیز عملی نیست. من با شمش آلومینیوم، میله برنز و میله آهنی تجربیاتی داشته ام. ولی نتایج کافی نگرفته ام و می دانم که دستیابی به خواسته ام غیر ممکن است.
پروفسور وقتی حرف های مرا شنید از ته دل خنده ای کرد و اشاره کرد که همراه او بروم.
با پروفسور به اتاق تلفنخانه دانشگاه آمدیم. پروفسور با لبخند و شوق، به خانمی که تلفنچی و کارمند جوان آنجا بود، سفارش شمش طلا داد و خداحافظی کرد و رفت.
من که هنوز باورم نمی شد، فکر می کردم پروفسور قصد شوخی دارد و سربه سرم می گذارد. با نومیدی به تعطیلات آخر هفته رفتم.
در واقع 72 ساعت بعد، یعنی روز دوشنبه که به آزمایشگاه آمدم، دیدم جعبه ای روز میز آزمایشگاه است. یادداشتی هم از طرف همان خانم تلفنچی، روی جعبه قرار داشت که نوشته بود امیدوارم این شمش طلا، به طول 25 سانتی متر و با قطر 5 سانتی متر با عیار بسیار بالایی به میزان 24، که تقاضا کرده اید، نتایج بسیار خوبی برای کار تحقیقی شما بدست دهد.
با ناباوری ولی اشتیاق و امید به آینده ای روشن کارم را شروع کردم. شب و روز مطالعه و آزمایش می کردم تا بهترین نتایج را بدست آورم.
حالا دیگر نظریه ام شکل گرفته بود و مبتنی بر تحقیقات علمی عمیق و گسترده ای شده بود.
بعد از یکسال که آزمایش های بسیار جالبی را با نتایج بسیار ارزشمندی به دست آورده بودم، نزد آن خانم آوردم و شمش طلای خرده شده و تکه تکه را که هزار جور آزمایش روی آن انجام داده بودم را داخل یک
جعبه روی میز خانم تلفنچی گذاشتم.
به محض اینکه چشمش به من افتاد مرا شناخت و با لبخند پر مهر و امیدی، از من پرسید: آیا از تحقیقات خود، نتایج لازم را بدست آوردید؟
فوراً پاسخ دادم: بلی، نتایج بسیار عالی و شایان توجهی، بدست آوردم. به همین دلیل نزد شما آمده ام که شمش را پس بدهم، ولی بسیار نگران هستم. زیرا این شمش، دیگر آن شمش اولی نیست، و در جعبه را باز کردم و شمش تکه تکه شده را به او نشان دادم و پرسیدم حالا باید چه کار کنم؟ چون قسمتی از این شمش را بریده ام، سوهان زده ام و طبیعتاً مقداری از طلاها دور ریخته شده است.
خانم تلفنچی با همان روی خوش لبخند بیشتری زد و به من گفت: اصلاً مهم نیست، نتایج آزمایش شما برای ما مهم است. مسئولیت پس دادن این شمش با من است.
وقتی با قدم های آرام و تفکری ژرف از آنچه گذشته است، به خوابگاه می آمدم، به این مهم رسیدم، که علت ترقی کشورهای توسعه یافته، همین اطمینان خاطر و احترام کارکنان مراکز تحقیقاتی می باشد و بس، یعنی کافیست شما در یک مرکز آموزشی، دانشگاهی و یا تحقیقاتی کار کنید، دیگر فرقی نمی کند که شما تلفنچی باشید یا استاد.
چون تمام مجموعه آن مراکز در کشورهای پیشرفته دارای احترام هستند و بسیار طبیعی است که وقتی دست یک پژوهشگری در امر تحقیقات و یا تمام تجهیزات باز باشد و دارای احترامی شایسته باشد، حاصلی به جز توسعه علمی در پی نخواهد داشت.
لیست دانشجویان درس پروژه مهندسی صنایع (تهران )
- 900282071 بررسی ریسک جریان تولید در کارخانه مربوطه
- 900361569 تحلیل رفتار مشتری در سیستم های صف با در نظر گرفتن حداقل 3 خدمت دهنده ( مطالعه موردی : سیستم بانک )
شایان ذکر است مراحل انجام باید اطلاع رسانی شود . عدم حضور دانشجو در جلسات معیین شده از طرف دانشگاه با کسر نمره همراه خواهد بود.
اقتصاد مهندسی
تاریخ امتحان میان ترم درس اقتصاد مهندسی 15.2.94 راس ساعت 8.30 صبح برگزار خواهد شد ، منبع امتحانی کتاب و جزوه تدریس شده در کلاس .
\ طراحی برای لجستیک \ و کاهش قیمت تمامشده محصول
تا قبل از دهه 1980، فرایند مهندسی محصول به طور کامل در کارخانه تولیدی محصول و توسط بخش مهندسی تولید انجام میشد و حتی از آن به عنوان اطلاعاتی محرمانه حفاظت میشد. پژوهشگران و مهندسان طراح سعی میکردند محصولی طراحی کنند که به خوبی کار کند و مواد اولیه آن تا حد امکان ارزان باشد. اما در دهه 1980 این نگرش در طراحی محصول شروع به تغییر کرد. مدیران کارخانه کمکم به این صرافت افتادند که طراحی محصول و فرایند تولید از عوامل اصلی قیمت تمام شده محصول است و در نظر گرفتن فرایند ساخت محصول به هنگام طراحی آن ضروریست. بدین ترتیب مفهوم «طراحی برای ساخت » ظهور یافت. از این زمان، طراحان محصول نه تنها شرایط خود محصول (خوب کار کردن و ارزان بودن مواد اولیه) را باید مدنظر قرار میدادند بلکه باید محصولی را طراحی میکردند که فرایند ساخت آن حتیالامکان ساده و ارزان باشد. رویکرد «طراحی برای ساخت» به مدت بیش از یک دهه رویکردی برگزیده و پیشرفته در طراحی محصول به شمار میرفت.
اما در اوایل دهه 1990، مدیران صنایع کمکم متوجه شدند که با مدنظر قرار دادن مفاهیم مدیریت زنجیره تامین و لجستیک در مرحله طراحی محصول و فرایند، زنجیره تامین بسیار کاراتر و روانتری خواهند داشت. نخستین بار، پروفسور هاولی، استاد دانشگاه استنفورد، در سال 1992 مفهوم «طراحی برای لجستیک » را مطرح کرد. این رهیافت جدید، روشهایی را برای طراحی محصول و فرایند پیشنهاد میکند که به کنترل و کاهش هزینههای لجستیک و بالاتر بردن سطح خدمتدهی به مشتری کمک میکند. ویژگی مهم دیگر این رهیافت، ایفای نقش تامینکنندگان در طراحی محصول میباشد.
همانطور که در برخی یادداشتهای پیشین به آن اشاره شد؛ هزینههای حمل و نقل و نگهداری موجودی اصلیترین اجزای تشکیلدهنده هزینههای لجستیک است که تاثیر قابل توجهی در قیمت تمامشده یک محصول دارد.این هزینهها بهخصوص برای محصولاتی که لازم است اطمینان به دسترسی آنها و سطح خدمتدهی آنها بالا باشد بیشتر است (چراکه باید سطح موجودی بیشتری از آنها در دسترس بوده و نگهداری شود). این نکته دقیقا در رهیافت «طراحی برای لجستیک» مدنظر قرار میگیرد. «طراحی برای لجستیک» سه اصل بستهبندی و حملونقل اقتصادی (با کمترین هزینه)، پردازشهای همزمان و موازی در فرایند تولید و تفکیک تاخیر یافته را در هنگام طراحی محصول مدنظر قرار می دهد.
هریک از این سه اصل بهنوعی به موضوعات مربوط به هزینههای موجودی یا حملونقل و سطح خدمت میپردازند که در ادامه توضیحی در مورد آنها ارایه شده است.
مدنظر قرار دادن اصل بستهبندی و حملونقل اقتصادی در فرایند طراحی محصول بدین مفهوم است که طراحی محصولات باید بهگونهای باشد که بتوان آنها را با کارایی بالا و کمترین هزینه بستهبندی، انبار و جابجا کرد. اگر طراحی محصولات بهگونهای باشد که بتوان آنها را به طور فشردهتری بستهبندی کرد آنگاه حملونقل آنها ارزانتر تمام خواهد شد. به عبارتی، چنانچه حجم محصول و نه وزن آن محدودیت حمل را در یک کامیون رقم بزند؛ بدین معنی است که هزینه حملونقل تمام شده برای هر محصول کاهش خواهد یافت.
همانگونه که میدانیم امروزه حملونقل کانتینری به عنوان روشی موفق، استاندارد، ایمن و ارزان مورد توجه قرار گرفته است. از این رو بیشتر کارخانجات پیشرو بهدنبال طراحی محصولاتی هستند که ابعاد آن با بهترین کارایی قابل گنجانده شدن درون کانتینرها باشد. این طراحی استاندارد محصول علاوه بر کاهش هزینههای حملونقل (به ازای هر محصول) باعث کاهش فضای انبارش موردنیاز در خردهفروشیها و در نتیجه کاهش هزینه نگهداری موجودیها و در نهایت کاهش قیمت تمامشده محصول خواهد شد.
اصل دوم رهیافت «طراحی برای لجستیک» امکانپذیر ساختن پردازشهای همزمان و موازی در فرایند تولید است. براساس این اصل، طراحی محصول بهگونهای انجام میشود که به جای سری بودن خط تولید محصول (که زمانی طولانی میبرد) با طراحی محصول بهصورت چند قطعه مستقل، امکان پردازش موازی آن قطعات (بدون وابستگی به یکدیگر) وجود داشته باشد و در نهایت این قطعات مستقل بر روی یکدیگر سوار شده و محصول نهایی را شکل دهند. این رویکرد باعث صرفهجویی قابلتوجهی در زمان و هزینههای تولید محصول خواهد شد. الزامات کوتاه شدن زمانهای راهاندازی و کوتاهتر شدن مداوم دوره عمر محصول، اغلب انجام برخی از مراحل ساخت را بهصورت جداگانه و در مکانها متفاوت بهمنظور استفاده از تجهیزات و تخصص موجود الزامآور میکند. پردازش همزمان و موازی، مستلزم طراحی محصول بهگونهای است که امکان تغییر مختصر در فرایند ساخت وجود داشته باشد؛ بهگونهای که مراحلی که بیش از این به ترتیب انجام میشد را بتوان همزمان کامل کرد. بدیهی است که این روش به کاهش مدت عملیات ساخت کمک کرده، هزینههای موجودی را با بهبود پیشبینیها (بهدلیل کوتاهتر شدن زمان تولید) پایین میآورد و نیاز به موجودی اطمینان را کاهش میدهد. موضوع اصلی در پردازش موازی، مفهوم تفکیکپذیری یا جداسازی است. اگر قطعات محصول را بتوان در هنگام ساخت، جداسازی یا بهطور فیزیکی از هم جدا کرد؛ امکان ساخت این قطعات بهطور موازی وجود خواهد داشت. نمونه بارز کارخانجات موفقی که این راهبرد را در طراحی محصول خود بهکار گرفت را باید شرکت دل نام برد.
اصل سوم رهیافت «طراحی برای لجستیک»، یعنی تفکیک تاخیریافته، ناظر بر این نکته است که اطلاعات یکپارچه شده تقاضا همواره دقیقتر از دادههای تفکیکی (یکپارچه نشده) است. به عبارتی همواره پیشبینی تقاضای مربوط به یک قاره آسانتر و دقیقتر از تقاضای یک کشور و تقاضای مربوط به گروهی از محصول آسانتر و دقیقتر از مدل یا محصولی خاص است. باتوجه به این نکته کلیدی چنانچه بتوانیم طراحی محصول را بهگونهای انجام دهیم که جداسازی مدلهای مختلف محصول در آخرین مرحله تولید (و حتی گاها در مراکز توزیع و خردهفروشی) انجام شود به نحو قابل توجهی از خطاهای پیشبینی (که منجر به نگهداری موجودیهای اطمینان بالا و در نتیجه هزینههای نگهداری موجودی بالا میشود) کاسته خواهد شد.
به عنوان نمونه، دو تولیدکننده پوشاک را در نظر بگیرید که یکی رنگرزی را در همان مراحل اولیه تولید انجام میدهد و دیگری تفکیک رنگ پوشاک را تا آخرین مرحله تولید به تاخیر انداخته است. مسلما تولیدکننده دوم آسیبپذیری کمتری از تغییرات تقاضا خواهد داشت و سریعتر میتواند خود را با شرایط جدید ذائقه بازار مصرف تطبیق دهد. در این رویکرد، فرایند ساخت با ساخت یک محصول عمومی یا گروهی از محصولات آغاز میشود و بعدا به شکل محصول نهایی خاصی از هم تفکیک میشوند.
یکی از مهمترین مزایای استفاده از این روش برای محصولات و کالاهای صادراتی است که امکان بهرهگیری از مزایای تعرفهها و حقوق گمرکی کالای نیمهتمام یا شکل نگرفته را که خیلی پایینتر از محصولات نهایی است را فراهم میسازد. بنابراین اجرای راهبرد «تفکیک تاخیریافته» و کامل کردن فرایند ساخت در یک مرکز توزیع محلی (که در کشور هدف واقع شده است) باعث کاهش هزینههای مربوط به تعرفه و حقوق گمرکی خواهد شد.
در پایان باید گفت که در بهکارگیری رهیافت «طراحی برای لجستیک» باید ملاحظات خاصی را مدنظر داشت و ممکن است اجرای این رهیافت برای محصول یا زنجیرههای تامین خاصی امکانپذیر یا مقرون بهصرفه نباشد. بهطور کلی، ابتکارات «طراحی برای لجستیک» اگر در ابتدای چرخه عمر یک محصول انجام شود به احتمال زیاد مؤثر واقع خواهد شد ولی اگر بخواهد بعدا اجرایی شود احتمال دارد که نتواند هزینههای تغییر طراحی محصول را بازگرداند.
ملاحظه دیگر درخصوص این رهیافت آن است که معمولا محصولات و فرایندهای ساخت برپایه «طراحی برای لجستیک» دارای هزینه ساخت بالاتری هستند. بنابراین لازم است صرفهجوییهای حاصل از محصولی که براساس این رهیافت طراحی شده است (همچون هزینههای حملونقل، نگهداری موجودی، انبارداری و مانند اینها) را با هزینه افزایش یافته ساخت مقایسه کنیم. البته لازم به تاکید است که بسیاری از مزایای حاصل از اجرای چنین سیستمی (طراحی برای لجستیک) را به سختی میتوان با عدد و رقم نشان داد. افزایش انعطافپذیری، خدمتدهی کاراتر به مشتری و کاهش زمان پاسخدهی به بازار از جمله مزایای مهم محصولات برپایه «طراحی برای لجستیک» هستند که بهسختی میتوان آنها را ارزشگذاری کرد.
(دکتر مهدی فتح اله / رئیس موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی)
علت پیشرفت کشورهای جهان اول از نظر دکتر محمود حسابی
دانشگاه شیکاگو بسیار پیشرفته بود. مهم تر از هر چیزی آزمایشگاه های متعدد و معتبر آن بود.
من در لابراتوار بسیار پیشرفته اپتیک، مشغول به کار شدم. در خوابگاه دانشگاه هم اتاق مجهزی برای اقامت، به من داده بودند.
از نظر وسایل رفاهی، مثل اتاق یک هتل بسیار خوب بود. آدم باورش نمی شد، این اتاق در دانشگاه باشد. معلوم بود که همه چیز را، برای دلگرمی محققین و اساتید، فراهم کرده بودند.
نکته خیلی مهم و حائز اهمیت، آزمایشگاه ها و چگونگی تجهیزات آن بود. یک نمونه از آن مربوط به میزی می شد که در آن آزمایشگاه به من داده بودند. این میز کشوی کوچکی داشت.
از روی کنجکاوی آنرا بیرون کشیدم و با کمال تعجب، چشمم به یک دسته چک افتاد. دسته چک را برداشتم و متوجه شدم تمام برگه های آن امضا شده است!
فوراً آنرا نزد پروفسوری که رئیس آزمایشگاه ها و استاد راهنمای خودم بود بردم. چک را به او دادم و گفتم: ببخشید استاد، که بی خبر مزاحم شدم. موضوع بسیار مهمی اتفاق افتاده است. ظاهراً این دسته چک مربوط به پژوهشگر قبلی بوده و در کشوی میز من جا مانده است. و اضافه کردم، مواظب باشید، چون تمام برگ های آن امضا شده است، یک وقت گم نشود.
پروفسور با لبخند تعجب آوری، به من گفت: این دسته چک را دانشگاه برای شما، مانند تمام پژوهشگران دیگر دانشگاه، آماده کرده است، تا اگر در هنگام آزمایش ها به تجهیزاتی نیاز داشتید، بدون معطلی به کمپانی سازنده تجهیزات اطلاع بدهید. آن تجهیزات را، برای شما می آورند و راه می اندازند و بعد فاکتوری به شما می دهند. شما هم مبلغ فاکتور شده را روی چک می نویسید و تحویل کمپانی می دهید. به این ترتیب آزمایش های شما با سرعت بیشتری پیش می روند.
توضیح پروفسور مرا شگفت زده کرد و از ایشان پرسیدم: بسیار خوب، ولی این جا اشکالی وجود دارد، و آن امضای چک های سفید است؛ اگر کسی از این چک سوء استفاده کرد، شما چه خواهید کرد؟با لبخند بسیار آموزنده ای چنین پاسخ داد: "بله، حق با شماست. ولی باید قبول کنید، که درصد پیشرفتی که ما در سال بر اساس این اعتماد به دست می آوریم، قابل مقایسه با خطایی که ممکن است اتفاق بیفتد نیست."
"این نکته، تذکر یک واقعیت بزرگ و آموزنده بود. نکته ای ساده که متاسفانه ما در کشورمان نسبت به آن بی توجه هستیم."
یک روز که در آزمایشگاه مشغول به کار بودم، دیدم همین پروفسور از دور مرا به شکلی غیر معمول، نگاه می کند. وقتی متوجه شد که من از طرز دقت او نسبت به خودم متعجب شده ام، با لبخندی بسیار
جذابی کنارم آمد و گفت: آقای دکتر حسابی، شما تازگی ها چقدر صورتتان شبیه افراد آرزومند شده است؟ آیا به دنبال چیزی می گردید، یا گم گشته خاصی دارید؟
من که از توجه پروفسور تعجب کرده بودم با حالت قدرشناسی گفتم: بله، من مشغول تجربه ی نظریه ی خودم در مورد عبور نور از مجاورت ماده هستم. برای همین، اگر یک فلز با چگالی زیاد، مثل شمش طلا با عیار بالا داشتم، از آزمایش های متعدد، روی فلزهای معمولی خلاص می شدم و نتایج بهتری را در فرصت کمتری به دست می آوردم؛ البته این یک آرزوست.
او به محض شنیدن خواسته ام، گفت: پس چرا به من نمی گویید؟
گفتم آخر خواسته من، چیز عملی نیست. من با شمش آلومینیوم، میله برنز و میله آهنی تجربیاتی داشته ام. ولی نتایج کافی نگرفته ام و می دانم که دستیابی به خواسته ام غیر ممکن است.
پروفسور وقتی حرف های مرا شنید از ته دل خنده ای کرد و اشاره کرد که همراه او بروم.
با پروفسور به اتاق تلفنخانه دانشگاه آمدیم. پروفسور با لبخند و شوق، به خانمی که تلفنچی و کارمند جوان آنجا بود، سفارش شمش طلا داد و خداحافظی کرد و رفت.
من که هنوز باورم نمی شد، فکر می کردم پروفسور قصد شوخی دارد و سربه سرم می گذارد. با نومیدی به تعطیلات آخر هفته رفتم.
در واقع 72 ساعت بعد، یعنی روز دوشنبه که به آزمایشگاه آمدم، دیدم جعبه ای روز میز آزمایشگاه است. یادداشتی هم از طرف همان خانم تلفنچی، روی جعبه قرار داشت که نوشته بود امیدوارم این شمش طلا، به طول 25 سانتی متر و با قطر 5 سانتی متر با عیار بسیار بالایی به میزان 24، که تقاضا کرده اید، نتایج بسیار خوبی برای کار تحقیقی شما بدست دهد.
با ناباوری ولی اشتیاق و امید به آینده ای روشن کارم را شروع کردم. شب و روز مطالعه و آزمایش می کردم تا بهترین نتایج را بدست آورم.
حالا دیگر نظریه ام شکل گرفته بود و مبتنی بر تحقیقات علمی عمیق و گسترده ای شده بود.
بعد از یکسال که آزمایش های بسیار جالبی را با نتایج بسیار ارزشمندی به دست آورده بودم، نزد آن خانم آوردم و شمش طلای خرده شده و تکه تکه را که هزار جور آزمایش روی آن انجام داده بودم را داخل یک
جعبه روی میز خانم تلفنچی گذاشتم.
به محض اینکه چشمش به من افتاد مرا شناخت و با لبخند پر مهر و امیدی، از من پرسید: آیا از تحقیقات خود، نتایج لازم را بدست آوردید؟
فوراً پاسخ دادم: بلی، نتایج بسیار عالی و شایان توجهی، بدست آوردم. به همین دلیل نزد شما آمده ام که شمش را پس بدهم، ولی بسیار نگران هستم. زیرا این شمش، دیگر آن شمش اولی نیست، و در جعبه را باز کردم و شمش تکه تکه شده را به او نشان دادم و پرسیدم حالا باید چه کار کنم؟ چون قسمتی از این شمش را بریده ام، سوهان زده ام و طبیعتاً مقداری از طلاها دور ریخته شده است.
خانم تلفنچی با همان روی خوش لبخند بیشتری زد و به من گفت: اصلاً مهم نیست، نتایج آزمایش شما برای ما مهم است. مسئولیت پس دادن این شمش با من است.
وقتی با قدم های آرام و تفکری ژرف از آنچه گذشته است، به خوابگاه می آمدم، به این مهم رسیدم، که علت ترقی کشورهای توسعه یافته، همین اطمینان خاطر و احترام کارکنان مراکز تحقیقاتی می باشد و بس، یعنی کافیست شما در یک مرکز آموزشی، دانشگاهی و یا تحقیقاتی کار کنید، دیگر فرقی نمی کند که شما تلفنچی باشید یا استاد.
چون تمام مجموعه آن مراکز در کشورهای پیشرفته دارای احترام هستند و بسیار طبیعی است که وقتی دست یک پژوهشگری در امر تحقیقات و یا تمام تجهیزات باز باشد و دارای احترامی شایسته باشد، حاصلی به جز توسعه علمی در پی نخواهد داشت.
